محمد تقي الأستر آبادي

2

شرح فصوص الحكمة

كرده شود اين سخنان از كتابهاى قوم ، چون اين مطالب فلسفه است و به اعتقادات دخلى ندارد . مقرّر كرد كه پس ازين نامه‌اى سازد در فن كلام . و شبهات و سخنان فلاسفه را در خور طاقت و توان دفع نمايد [ 2 ر ] ، هر چند درين نامه اعتضاد سخن كند به قدر طاقت كه ردّ سخنان اين طائفه [ 84 ] بعد از فهميدن غرض ايشان معقول است ، و پيش از فهميدن ردّ سخنى ديگر شود به مطلب فلسفى . و چون اين كتاب نگينى چند بود متفرّق ، و آن را خاتمى چند بايستى تا نگين در آن خاتم قرار گيرد ، لا جرم گفتارى چند در اوّل نوشتن گرفت به منزلهء مدخل كتاب ، و پس از آن آغاز نمود در شرح سخنان معلم به قدر طاقت .